jump to navigation

شغل لاس وگاسی! دسامبر 30, 2008

Posted by Ehsanislav in ترانه, سینما.
trackback

تقدیم به فواد:

از شب تا صُب از صُب تا شب، با تئوری بی تئوری

مثل کنه تو جونمه، وسوسه‌ی یه جیب بری

فکر یه دزدی بزرگ، افتاده بدجور تو سرم

آخه من از جورج کلونی، صد درجه اوشن‌ترم

آره می‌خوام دزدی کنم، این همه بدبختی که چی؟

خودم یه پا براد پیتم، تو فیلم بعد گای ریچی!

 

ماشین حمل پول چرا، رد نمی‌شه از این ورا؟

تا اون‌و لختِ لخت کنم، فقط به عشق مافیا!

پاش که بفته دزدیم‌و می‌کشونم تا لاس وگاس

حتی می‌رم کیف می‌زنم، از خود اندی گارسیا

 

همیشه توی فکرمه، با دغدغه بی دغدغه

یه شب برم دزدی کنم، از یه زن مُطَلقه

کرم خود آل پاچینو، ‌افتاده بدجور تو تنم

می‌خوام تو یه عصر سگی، ‌یه کم برم بانک بزنم

نقشه‌ی دزدی می‌کشم، کاشکی که سرنوشت من

یه هَپی اِند تازه شه، تو قاتلین پیرزن

 

احسان مصلحی، خرداد و دی 1387

دیدگاه‌ها»

1. rezab - دسامبر 30, 2008

عنوان شعر با خود شعر ربطی نداشت.
وزن و قافیه درست و حسابی هم نداشت.
معنا و مفهموم که نداشت هیچ. خودتم نفهمیدی میخوای چی بگی.

در کل به نظر من سعی کنی بهتر از این میتونی شعر بگی. از محمد آجر پاره یاد بگیر . که یه پا حاقظ رمونه است با اون زنجیرنامه.

در ضمن من خودم هم یه ماه پیش تو یه پستام زور زدم شعر بگم. اما خیلی ضعیف بود. اما خودم خیلی دلم میخواد یه شعر خفن بگم. که بیشتر جنبه طنز داشته باشه…

2. meisam yousefi - دسامبر 30, 2008

خوب بود! خوب بود!
به قول شاعر “شانسش تو لاس وگاسه”