jump to navigation

بازی وبلاگی کتاب‌های ناتمام! ژانویه 21, 2008

Posted by Ehsanislav in کتاب.
Tags: , , , ,
trackback

شهروند امروز، هفته‌ي پیش یه مصاحبه داشت با شخصی به اسم پیر بایار که کتابی چاپ کرده به اسم ((چه طور در مورد کتاب‌هایی که نخوانده‌ایم حرف بزنیم)) و بعد هم مطلبی ترجمه کرده از روزنامه‌نگارهای ادبی که چه کتابایی‌و نخوندند، منم بد ندیدم یه بازی وبلاگی راه بندازیم و از کتابای  نسبتا معروفی که خواستیم بخونیم اما نتونستیم بنویسم، قانون بازی خیلی پیچیده نیست اما حتمآ برای اسم بردن از یه کتاب باید قصد خوندن اون‌و کرده باشیم اما به هر دلیلی موفق نشدیم، هر شرکت کننده هم حداکثر تا هفت نفرو می‌تونه به بازی دعوت کنه! طبیعیه که کتابا باید ادبی باشند وگرنه آگاهان آگاهند که خود راسل جانستون کتابای دینامیک‌ و استاتیکش‌و تا آخر نخونده پس هرگونه نوشتن از کتابای درسی در این بازی پی‌گرد قانونی دارد.

اما کتابای من:

یک مرد(اوریانا فالاچی): دو سال پیش قرار بود برم کتاب اسامی ایرانی بخرم، یه دفه کتاب یک مرد چشمم‌و گرفت و خریدمش، کتاب خوبی بود اما نمی‌دونم به وسط کتاب که همانا سیصد صفحه با فونت ریز بود رسیده بودم یا نه، که یه چیزی افتاد به جونم که دیگه خوندن بقیه‌ی کتاب غیرممکنه. دو دقیقه‌ی بعد معجزه اتفاق افتاده بود و من سیصد صفحه‌ی بقیه رو تو ده ثانیه خونده بودم و حالا داشتم صفحه‌ی آخر کتاب‌و می‌خوندم.

دوباره از همان خیابان‌ها(بیژن نجدی): اصلآ طرح جلد کتاب حال به هم زن بود اما از یه نفر کتاب‌و امانت گرفتم چند بار سعی کردم چند تا از داستانای کتاب‌و بخونم اما کار خیلی سختی بود و همیشه به شکل مفتضحانه‌ای شکست می‌خوردم، یه روز بالاخره تصمیم گرفتم هر جور شده کتاب‌و تموم کنم و داستانی که کتاب به اسمش بودو آوردم اما همون اول کار به این عبارت رسیدم:(( ملحفه‌ای را روی خیسی پاجامه شوهرش پهن کرد و رفت تا پرده اتاق را کنار بزند. پنجره را باز کند و هوای پر از بوی دوا و پنبه‌های الکل زده، بوی لگن خالی نشده استفراغ را روی سنگفرش حیاط بریزد.)) گویا قرار بود از کتاب خوندن لذت ببرم نه این که حالم به هم بخوره، بیژن نجدی رو برای همیشه فراموش کردم.

بوف کور(صادق هدایت): هیچ وقت از این کتاب خوشم نیومد، اوج هنرم این بوده که ده صفحه یکی کتاب‌و پیش ببرم و به آخرشم نرسم، شاید بهتر بود هدایت فقط داستان کوتاه می‌نوشت.

پیکر فرهاد(عباس معروفی): تازه کتاب سمفونی مردگان معروفی‌و خونده بودم و خوشم اومده بود، پیکر فرهادو بدون هیچ اطلاعی از محتواش خریدم، اما زمان خوندن کتاب فاجعه‌ی اصلی شکل گرفته بود: راوی داستان زن قلمدان کتاب بوف کور بود هیچ وقت به صفحه‌ی سوم کتاب نرسیدم.

بالون مهتا(جعفر مدرس صادقی): تازه با کتابای مدرس صادقی آشنا شده بودم، اصلآ تصورش‌و نمی‌کردم نویسنده‌ی کله‌ی اسب بتونه کار ضعیف بنویسه، اما مدرس صادقی این کارو کرده بود، کتاب‌و تا تهش خوندم اما مطمئنا می‌تونم اون‌و تو دسته‌ی کتابای ناتمامم قرار بدم چون از یه جاهایی دیگه کتاب نمی‌خوندم بلکه کتاب ورق می‌زدم.

از طرف من علیرضا مجیدی، محمود فرجامی، میثم یوسفی، سروش روحبخش، فواد و دکتر مزیدی که جدیدآ سالینجر دستش گرفته به بازی دعوتند.

پی‌نوشت:‌البته بهتره تو ایران برای منتقدین ادبی کتابی چاپ بشه به اسم‌((چه طور در مورد کتاب‌هایی که خوانده‌ایم حرف نزنیم))

دیدگاه‌ها»

1. بازی وبلاگی کتاب‌های ناتمام! - ژانویه 21, 2008

[...] post by Ehsan Moslehi and software by Elliott Back بالون مهتا, دوباره از همان [...]

2. نیم‌خوانده در غبار « خواب بزرگ - ژانویه 21, 2008

[...] 21, 2008 بی‌اجازه کوچکترا..نه! فرموده درباره کتابهای نیم‌خوانده‌مان [...]

3. خواب بزرگ - ژانویه 21, 2008

با گوش جان شنیدیم فریاد روشنت را …!

4. «محمد» - ژانویه 21, 2008

باورت می‌شه که کتاب استاتیک را تا آخرش به ما درس دادن! دو روز در هفته ما بی‌چاره‌ها را می‌آورد کلاس و آخر هم 70٪ را انداخت! البته نیانداخت، اونقدر حجم بالا بود که بچه‌ها داوطلبانه افتادن!
این کتابایی را هم که گفتی تا به حال اسمشون را هم نشدیدم به جز اون بوف کور که هر چندوقت یه بار که یادم میاد یه فحشی نثارش می‌کنم!
……………….
احسان: به جاش پایه‌تون قوی شده!

5. amin - ژانویه 22, 2008

کلا قالب مزخرفی گذاشتی! :=))
این به اون در! :D
پسر عجب حوصله ای داری تو؟ ملت از بازی فرار می کنن تو بازی راه میندازی؟
عجبا

6. mohsen - ژانویه 22, 2008

آن مادیان سرخ یال

7. Reza. R - ژانویه 22, 2008

چرا هیشکی منو واسه این بازیها دعوت نمیکنه !!!
بابا منم دلم میخواد بازی کنم آخه !!!
واسه بازی آروزهای گیگی که کسی منو دعوت نکرد (دیگه هم نمیخوام کسی منو واسه این بازی دعوت کنه)، منم تا به جایی دعوت نشم نمیرم. لا اقل وایه این بازی منو یادتون نره
………………….
احسان: من هنوز یه بلیت دیگه دارم از همین جا دعوتی

8. سامان رستمي - ژانویه 22, 2008

“طاعون” کامو
و “کتاب عجايب” شروود اندرسون

9. rooznote - ژانویه 22, 2008

این یک نظر نیست.
این دعوت رسمی از شماست تا به سایر وبلاگ نویسان شرکت کننده در این اجماع برای حمایت سراسری وبلاگ نویسان ایرانی از آزادی دانشجویان دربند اضافه شوید
در صورت تمایل
برای اطلاعات بیشتر به “روزنت” سر بزنید
http://rooznote.wordpress.com/2008/01/22

با سپاس ” روزنت”

10. ناشناس - ژانویه 22, 2008

همین بوف کور که میگی و کلیدر محمود دولت آبادی.از اولی حدود 20 صفحه خوندم و از دومی یک جلد

11. ایرج نویسا - ژانویه 22, 2008

اوه راستی ناشناس نیستم فقط یادم رفت مشخصاتم رو وارد کنم!

12. ميرزا بنويس - ژانویه 22, 2008

فکر می کنم بهتر بود بوف کور رو تا آخر می خوندی و بعد در موردش اینجوری اظهار نظر می کردی دوست من

13. رام اشتراك - ژانویه 23, 2008

احسان ميگه:…تصورش‌و نمی‌کردم نویسنده‌ی کله‌ی اسب بتونه کار ضعیف بنویسه…

منصور حكمت ميگه: اون چيزي كه در نظر شما مزخرف محض مياد، ميتونه از نظر كسايه ديگه اوج خلاقيت باشه…..

البته حرفه پيچيده ئي نزده، شايد اولين كاشفشم نباشه اما با اين حال بدجوري درسته
از اين كامنت منظور خاصي نداشتم، فقط خواستم منم مثله تو نظرمو كه اتفاقن با حكمت مشتركه گفته باشم

به هوش باشي رفيق…..

14. راه من » روزی تمام می‌شوند؟ - ژانویه 24, 2008

[...] وبلاگی کتاب‌های ناتمام توی این فصل امتحانات و کتاب‌های ناتمام درسی یک زنگ [...]

15. نوبت به ناخوانده‌های من رسید « شاخ به شاخ - ژانویه 24, 2008

[...] ژانویه 24, 2008 روی 6:41 ب ظ · طبقه بندی شده زیر Uncategorized با یک‌سری دیگر از بازی‌های وبلاگی در خدمت شما هستیم. این بازی بسیار راحت است و در این بازی برخلاف بازی‌های قبلی که مثلاً باید در مورد اجزای بدن‌تان یا اسم دوست‌دخترتان یا اینها می‌نوشتید این بازی اصلاً اینطوری نیست بلکه برعکس بسیار ادبی و فرهنگی‌ست. جناب فواد دپرس شده ببخشید وردپرس شده از شهر کویری یزد من را به این بازی دعوت کرد. دلتان بسوزد. در این بازی گویا باید از کتابهای ناتمام و ناخوانده و اینها بنویسید{از اینجا شروع شد} [...]

16. پاپیون - ژانویه 25, 2008

[...] شدم که بی اجازۀ کوچیکترا! نه فراخوانی نوشته و از همه خواسته کتاب های نیم خونده شون [...]

17. رفتگان! « سال‌های ابری - ژانویه 25, 2008

[...] برف دیدم، فواد عزیز دعوت‌مان کرده است به بازی کتاب‌های ناتمام؛ جایی که دیگر برف وجود ندارد!! البته من بیشتر دوست [...]

18. کتاب هایی که رهایشان کردم « مریم - ژانویه 26, 2008

[...] 26, 2008 توسط maryamss راستش وقتی بازی کتاب های ناخوانده رو اینجا خوندم منو خیلی برد به قبلنا.می خواستم حتی اگه کسی هم [...]

19. اژدها وارد ميشود | وبلاگ مهران - ژانویه 27, 2008

[...] سوميش ضدحال خوردن خودم بود(آگاهان دانند!) چهارميش بازی وبلاگی جديد بود که مريم من رو هم به بازي دعوت کرده، ممنون مريم خانم [...]

20. grayidea - ژانویه 28, 2008

درباره هدايت جدا باهات مخالفم ! بوف كور يك شاهكار تكرار ناشدني است! حداقل يكبار بخونش و بعد اينطوري قضاوت كن !

21. کاوه گیــــــلانی (لابدان) - ژانویه 29, 2008

درود
این بازی های وبلاگی تو دنیای مجازی من رو یاد آدم های الکی خوش توی دنیای واقعی میندازه!
بدرود

22. دهم بهمن روز حمایت از دانشجویان در بند » آرشیو » بازی وبلاگی: کتاب (های) ناتمام - ژانویه 30, 2008

[...] از طرف مریم اینا دعوت شدم به بازی “کتابهای ناتمام“. [...]

23. Missy - فوریه 1, 2008

کتابی که خیلی به خودم فشار بیارم بخونم و نخوندم : “صد سال تنهایی” (Cien anos de soledad)گابریل گارسیا مارکز و به عبارتی شاهکار ادبی مارکزه(1928). فضاش سنگینه واسم. 4بار از کتابخونه گرفتم و بالاخره هم خریدمش اما هنوز نخوندم!

کتابه نیمه خونده زیاد دارم، در اولین فرصت شرحش رو تو وبلاگم می نویسم

24. کتاب های نیم خوندۀ من « پلنگ صورتی : شبیه خودم - فوریه 6, 2008

[...] صورتی by پلنگ صورتی در ژانویه 24th, 2008 خبردار شدم که بی اجازۀ کوچیکترا! نه فراخوانی نوشته و از همه خواسته کتاب های نیم خونده شون [...]

25. با اینترنت » Blog Archive » کتابهایی که نخوانده‌ام! - فوریه 7, 2008

[...] بر اساس قواعد من درآوردی: ۱- آغاز بازی ۲- دعوت از من – با تشکر از دعوت کننده ۳- من معمولاً [...]

26. ندا - آوریل 3, 2008

سلام دوست عزيز.
اصولش اينه كه آدم تا يه چيزي رو تموم نكرده درباره اش قضاوت نمي كنه.
اين قانون حتي توي جهان خلقت هم حاكمه. تا از اين دنيا نري روز حسابي برات وجود نداره.
و اما در مورد بوف كور.
با اين كه كتاب زياد خوندم تا به حال كتاب (ايراني) به اين تاثيرگزاري نديده ام.
دوست عزيز به سفارش من و بقيه بچه ها واسه يه بار هم شده اين كتاب رو عميق بخون. اون وقته كه مي فهمي چقدر قشنگ همه چيز رو مجسم كرده.
به اميد جامعه اي اهل مطالعه

27. amir - ژانویه 6, 2009
28. ناشناس - سپتامبر 17, 2009

خیلی گاوی با این مطالب مزخرفت .یه چیز تو سایتت بذار به درد ملت بخوره