همشهری جوان را یک سالی میشود میخوانم، به صورت ناخودآگاه و حتی خودآگاه از طنزهایش تاثیر هم گرفتهام قبول! اما این دلیل نمیشود مطالبشان را عینآ یا با کمی تغییرات کپی پیست کنم. اما همشهری جوانیها این کار را این هفته(شماره 151، 22 دی) در حق مطلب پایان سریال ساعت شنی به روایت کارگردانان مختلف کردهاند، فقط به شکل کاملآ خلاقانه(!) موضوع مطلبشان ساخت فیلم دربارهی مرگ بینظیر بوتو شده یک حسن فتحی به مطلب اضافه شده و جاهایی که امکان چاپ نبوده سانسور شده همین! در ادامه قسمتهای مشابه را کنار هم قرار میدهم، خودتان قضاوت کنید اگر این کار کپی پیست نیست پس چیست؟ مطالب همشهری جوانیها(؟) پر رنگ شده:
مسعود کیمیایی: پاکستان پر از باند مواد مخدر شده و تا مرز زباله شدن پیشروی کرده پس مرامها کدام سویند؟( (امیر علی) وقتی به خود میآید متوجه میشود وارد یک باند مخوف توزیع مواد مخدر شده و تا مرز زباله شدن پیشروی کرده است….امیرعلی تنهاست مرامها در اعماق تاریخ(مخصوصآ دههی شصت) گم شدهاند) به ناگهان بینظیر از سفر فرنگ برمیگردد، عشقها زنده میشود، آنورترک پرویز در قفس مارهاست، از هر طرف صدای سازی میآید، نواز، سنتی میزند و پرویز راک، اینها نماد خاک بر سری نسل ماست.(پدر امیرعلی(داریوش ارجمند) از سفر فرنگ برمیگردد، عشقها زنده میشوند، اما در این سوتر امیرعلی گروگان گرفته میشود و در قفس خوکها انداخته میشود….اینجا ولبشویی است در گوشه ای موسیقی راک اجرا میشود و آن سوترک موسیقی سنتی، اینها نماد آشفتگی این روزگاران ماست.)
عباس کیارستمی: دوربین روبهروی جایگاه خالی سخنرانی بوتو نصب میشود و چندین روز آنجا را نشان میدهد و بدون هیچ تغییر و تحولی فیلم، جایزه نخل طلایی کن را میگیرد. (دوربین به مدت 9 ماه که در 90 دقیقه خلاصه شده از روی شکم مهشید تکان نمیخورد و مراحل تغییرات حالت شکم او را در این مدت ضبط میکند این فیلم در پایان موفق به دریافت نخل طلای جشنوارهی کن میشود)
سیروس مقدم: بعد از اعتراض صنف خاک بر سران مقیم مرکز به ضرغامی، فیلمنامه عوض میشود، بینظیر میفهمد منفجر نشده بلکه توهم انفجار گزفته! بقیهی شخصیتها مثل نواز شریف و مشرف و شوکت هم پا در هوا میمانند. (جامعهی سقط جنین کنندگان مقیم مرکز در نامهای خطاب به عزتالله ضرغامی نسبت به نمایش چهرهی تاریک این جامعه در این فیلم اعتراض خود را به رئیس سازمان صداوسیما اعلام و تهدید به اعتصاب می کنند. بعد از این اتفاق فیلمنامه عوض میشود و ما متوجه میشویم مهشید این اتفاقات را فقط خواب دیده…..در پایان مشخص میشود شوهر مهشید معتاد نبوده و فقط مدتی مبتلا به بیماری روانی خود معتاد بینی شده و در حال حاضر بهبود یافته و همه چیز به خیر خوشی به پایان میرسد. از سرنوشت ماهرخ(رویا نونهالی) و حامد(بیژن امکانیان) کماکان اطلاعی در دست نیست از یابندگان خواشمند است هر چه سریعتر کارگردان را مطلع کرده و مژدگانی دریافت کنند.)
Filed under: سینما | Tagged: همشهری جوان, کپی پیست






[...] در همین رابطه بخوانید: همشهری جوان! اگر این کار کپی پیست نیست پس چیست؟ [...]
[...] post by Ehsan Moslehi and software by Elliott [...]
خيلی از مجلات و وبلاگها عين مطلبشان را كپی میكنند بدبختها تا به حال هيچ موضعی نگرفتند. خب البته من حق را به شما میدهم.
به شخصه من حتی دو سه جمله را اگر از جاهای ديگر در مطلبم بياورم منبع را اعلام میكنم.
بعله درست ميگيد
مرگ بر كپي
به خصوص كپي موذيانه
واقعن اين كار چندش آوره
راستي تو چرا توو مطالبت به بالاترين لينك نميدي؟
توكه اينقد اهل فيدبازي هستي.
ربطي به هم نداره؟
به هرحال فضوليم گل كرده، گفتن فوضولي موقوف هم حق مسلم توست.
واقعا که. همشهری آنلاین هم چند وقت پیش یه مطلب دیگه رُ Copy & Paste کرده بود. همینطور مجله خانواده سبز و جام جم آنلاین
دیگه وقتی اینها کپی رایت رُ رعایت نمیکنن، از دیگران چه توقعی دارید؟ (بعد میان میگن چرا فیلم ها و آهنگ ها رُ کپی میکنید)
! شگفت انگیز و یه چیزی تو همین مایه ها بود!
سلام
سخت نگير برادر! اينجا « اينجاست » و از اين چيزا پيش مياد
نظرت راجع به بمب گوگلی و غیره الیه همشهریجوان و به کل همشهری و نه؛ اصلا کل نشریات کاغذی چیه؟ اگر نظرت مثبته یه الو بده بر و بچز بمبگذار (یک ایرانی، یک رهگذر، یک کوروش و …) را خبر کنم و چون 4شمبه سوری هم نزدیکه یه دست گرمی هم شده باشه!
مطمئناً حق با شماست،اما چه کاری میشه کرد؟
ارزششو داره اعصابت رو واسه یه دنیای مجازی خراب می کنی؟
امیدوارم شخص مورد مخاطب فهمیده باشه.
از اطلاع رسونی شما ممنون.
موفق تر باشی
[...] بهترین وبلاگ طنز وردپرس با نهایت پارتی بازی و به خاطر کپیزدن مجله همشهری جوان از روی یکی از مطالب این وبلاگ که نشاندهنده قدر بودن این وبلاگ است تقدیم میشود به [...]
تند نرو!
الهام گرفتن نویسنده رویداد در هفته از مطلبت رو کتمان نمی کنم ولی اگر همشهری جوان خون واقعی باشی حتما قبلا دیدی که در همین صفحه مشابه چنین مطلبی قبل از نوشته شدن مطلب شما کار شده بود! پس بهتره به جای توی بوق و کرنا کردن کمی انصاف داشته باشی و الهلم گرفتن رو کپی پیست تلقی نکنی.
…
من نه وکیل مدافع همشهری جوانم و نه نویسنده اش! ولی اجازه توهین رو نمیدم.
…………………….
احسان: اگه یه بار دیگه دو تا متنا رو کنار هم قرار بدی میبینی کار فراتر ازالهامه، و گر نه کیه که برای نوشتن از مطالب دیگران الهام نگرفته باشه، در مورد همشهری جوان واقعی بودن من فکر میکنم بیشتر همشهری جوان خون مجازی باشم ولی مطلبایی با این ایده شاید صد جای دیگه هم کار شده باشه اما دلیل نمیشه که دوباره مطلب قبلی بازنویسی بشه و اسمش گذاشته بشه الهام که اگه این طوری باشه همه میتونن صدتا مجلهی بهتر از همشهری جوان بزنن ضمنآ به خاطر نمیارم جایی به همشهری جوان توهین کرده باشم این مطلبم تو بوق و کرنا کردن نیست و فقط یه دلخوریه همین !
ای برادر
سخت می گیری
این ها که چیزی نیست!
والا در عجبم ازین تکنولوژی!..من نمیتونم از کسی دفاع کنم یا کسی را توبیخ کنم…چون واقعا نمیدونم چی شده..ولی این باور را دارم که اگر کسی ایده ما را به نام خودش تموم کرد و گذاشت ملت بهش به به و چه چه بگن….از ناتوانی خودش و از توانایی ماست….توی همه مجامع علمی و خبری دنیا این اتفاق میوفته…من جای شما باشم خودم را غنی میبینم که اگر دیگران دو ریال از من بردند خیلی بها ندهم…حتما دو ریال برای او خیلی هم ارزش داشته…ولی بذار حرفهای نویسنده را هم بشنویم…تا بعد
آقا صلوات بفرست :)))))))))))))
خوب من پيشنهاد مي دم همين انتقاد رو به خودشونم بگيد شايد براي دفاع كردن از خودشون حرفي واسه گفتن داشته باشن.اگه خودشونم مطلع بشن راحت تر ميشه انتقاد كرد
برای یه نشریه مایه سر شکستگی است . اما برای وبلاگها احمقانه است .
نشریات به خاطر مسایل اقتصادی که دارند دست به اینکار میزنند اما وبلاگ نویسان چرا ؟
اگه هدف وبلاگ نویسی مطرح شدن باشه طبیعتا برای معروف شده ممکنه از این کاها بکنیم . ولی اگه هدف با هم بودن و آگاه شدن از نظرات یکدیگر باشه اون وقت کپی پیست معنا نداره
بابا چند تا نمونه بیارم برات که توش با همین شیوه کار شده؟ مثه این که نه مجلات طنز رو خوندی نه مجلات سینمایی رو. البته روش خوبیه منم می خوام بگم پارسال تلویزیون چند تا ایده های فیلمنامه هام رو دزدید. اینا همه دزدن. همه شون. بلکم ملت توجه کردن بهمون.
یه نکته من رو متحیر کرده، آیا اونها هم نوشتند دهه شصت؟
…………………
احسان: نه!
سلام !انشائ ا… که اوضاع واحواه مجله روبه راهه .اینجانب مدت زیادی نیست که نیمچه خواننده مجله شدم انهم به صورت توفیق اجباری .حالا چون وچراش بماند.کلی از جک بازیهاتون لذت بردیم و ساعتها از صدقه سریه تان خندیدیم.مجله خیلی به جوونا فاز میده ولی یه انتقاد ازتان دارم که اگه نگم ممکنه عقده بشه و بعدا باعث معتاد شدنم بشه.اقا جان سردبیر مجله اینقدر نظرات شخصیتون را اعمال نکنید.اینقدر نگید به به این کارگردان که ما باهاش صفا میکنیم چقدر باحال فیلم ساخته و ان یکی که مثل همیشه نرفته سراغ جنگ واین بار خواسته متفاوت کار کنه از نظر ما مردود است .با اینکه میدونم بازم کار خودتون را میکنید ولی زور خود را زدم .از ما گفتن بود.
اینا خودشون تا یه چیزی میشه میگن آی مطالبمونو کپی پیست کردن باستی دهنشونو …