آرزوهای یک گیک شستی!

فواد به صورت رسمی، و یک فتحی به صورت غیررسمی من‌و به بازی آرزوهای گیکی دعوت کردند، طبیعیه که آرزوهای یک گیک شستی اثبات کننده‌ی بی‌آرمانی بی‌هویتی و کلآ عوضی بودن اونه.

1) از اون جایی که من کلآ انسان نوع‌دوستیم، آرزو می‌کنم که اولآ این آقا به آرزوی گیکیش برسه و برنامه‌ی زنده‌ی تلویزیونی آی‌تیش راه بیفته و ثانیآ این آقا هم به آرزوی گیکیش برسه و تو برنامه‌ی دکتر شرکت کنه و در کنار مهمون دیگه‌ی برنامه یعنی این آقا طریقه‌ی استفاده از اون اکستنشن لعنتی رو آموزش بدن و برنامه توقیف بشه و سه نفری بیفتن زندان.

2) بازیای کامپیوتری فوتبال این قدر پیشرفت می‌کردن که با وصل کردن یه مشت سنسور و دوربین به خودمون، واقعآ حس می‌کردیم داریم فوتبال بازی می‌کنیم البته برای این که خیلی بی‌مزه نشه درجا هم می‌دوییدیم هم تکل می‌زدیم هم شوت و هد می‌زدیم اگه این طوری می‌شد خودم می‌رفتم جان تری‌و کتک می‌زدم، البته می‌شد تو خونه هم نشست‌و یه لیگ با افراد مختلف از هر جای دنیا راه انداخت. فرض بگیرین لیگ برتر وبلاگستان راه میفتاد. بلاگفاییا یه تیم می‌دادن وردپرسیا یه تیم خلاصه همه یه تیم. تصور کنین وقتی بازیا تو زمین بلاگفا بود مثل زمین ملوان همیشه بارون میومد و گل و شل بود یا هر تیمی باهاشون مسابقه داشت بازی شروع نشده می‌خواستن لباساشون‌و با بازیکنای تیم مقابل عوض کنن، یا وقتی شبا بازی تو زمین پرشین بلاگ بود برق می‌رفت، دور زمین وردپرس نمی‌شد تبلیغات گذاشت، وقتی تو ورزشگاه بلاگ‌اسپات می‌خواستی به داور اعتراض بکنی تا داور میومد لود بشه بازی تموم شده بود. بازی وردپرس‌ و بلاگرو احتمالآ این بلاگریا می‌بردن درسته که همه‌شون پیر و پاتالن اما خیلی موذین تازه رضا مقدری و یک پزشک و به عنوان بازیکن کمکی میاوردند داورم به خاطر این که بعد بهش لینک بدن طرف اونا رو می‌گرفت. این میکرودامپم قبل بازی چفیه میاورد مینداخت گردن بازیکنا. اما ما کیا بودیم؟ این دکتر همون روز که لیونل مسی‌و با آفتابه و لگن مسی اشتباه گرفت نشون داد که آبی ازش گرم نمی‌شه فوق فوقش وثیقه می‌ذاشتیم‌و آزاد می‌شد و توپ جمع کنش می‌کردیم یا چون دهه پنجاهی بود و پیشکسوت، یه کاری مربوط به شغلش مثلآ ماسوژوری اورتوپدی چیزی می‌دادیم بهش. این امین اوبونتویی‌ام که همون اول بازی هی شاخ می‌زد و داور اخراجش می‌کرد. نه زور ما به این بلاگریا نمی‌رسید. اما آخر کار مثلآ این بلاگریا قهرمان می‌شدن، شورای استیناف تشکیل جلسه می‌داد و تیم مافیای قدرت(خوابگرد و اینا!) رو قهرمان می‌کرد.

در پایان کسی‌و به بازی دعوت نمی‌کنم(آخه می‌گن شستیا علاوه بر بی‌آرمانی غیرقابل پیش بینی‌ان)

14 نظر

  1. [...] post by Ehsan Moslehi and software by Elliott [...]

  2. اون شماره 1 رو خوب اومدی. همه شون مخصوصا این حسن و مزیدی میوفتادن زندان! :=))

  3. خوشم اومد شکست را قبول کردین!

  4. آره خوب معلومه ما می بردیم از قدیم گفتن دود از کنده بلند میشه :P

  5. مسئله اينه كه دكتر مزيدي نيازی به دانستن اين قبيل چيزا نداره.فقط ميره تو زمين گل ميزنه مياد بيرون .همين !!
    بدشم: كلا فنچولاي دهه شستي-شصتي-60- مستي رو تحويل مويل چیییییییی؟ نمي‌گيره. اخه ميدوني كه كيميايي پرسته! مرام داره كه شما شستي-مستي ها ندارين.
    بكش كنار بينيم بابا باد بياد.
    امضاء: يك پنجاهي خائن به دهه 50

  6. اهاي احسان مصلحي! سوسول شستي! دفه بعد به پروپاي حاجيت بپيچي ميگم گردباد بياد بخوردت‌ها. ريز مي‌بينمت كوچول شستي!
    ديگه چي ميگه اين داداش گردباد ما؟؟ : فوفول. موچول،
    يك لغت باحال هم واسه دختراي باحال داره. چي بود؟؟
    :) )

  7. حالا احسان مصلحي يا احسان مسلحي ؟ يا احصان مصلحي؟ يا احسان مسلحي؟
    يا اينكه محسن اصلاحي؟ يا محسن اسلاحي؟ يا محصن اسلاحي يا محصن اصلاحي؟
    داداش:
    فكر كردي فقط سيد بلده باهاتون كل بندازه؟ :)
    ما هم اندازه گردباد لمپن بازي بلديم‌ها. نگين نگفتي.
    ولي يكي نيست بياد ما رو كشف كنه!
    داداش : حالا اين وسط ما دلمون با شستي ها هست ولي مجبوريم رل پنجاهي بازي كنيم ؛ چيكار بايد بكنيم؟ ها؟
    چاكريم: به سبك كمانگير :)
    پ.ن : به وقتش به سراغ ساير اراذل و اوباش شستي از جمله پرطلا خواهيم رفت

  8. ای ول کل مطلبو خوب اومدی!!!
    راستی این دکتر بدجوری قاطی کرده ها!!!
    داره خطرناک میشه! از وقتی در وبلاگشو بستن دیگه هیچی حالیش نیست.
    یکی بیاد دکترو جمع کنه بدجوری گرد و خاک کرده!!

  9. نه تنها عمقی در مطالب اين چند پنجولي نديدم بلكه مدت ها بود مطالبی به این بی منطقی نديده بودم به جز توو صداسيما و كيهان
    حتا ارزش نداشتن بشون بگی سطحی، واسه همين حوصلشو پيدا نكردم خودم توو بلاگم چيزي براشون بنويسم
    از طرفي يه بازارگرمي بيشتر نيست، آخر عمري ميخوان يه كم مطرح بشن، فقط منظورم اون ابلهائي كه توو اين فازا نوشتن:
    ×سالهاست که به نسل چهل و پنجاه افتخار کرده ام و سالهاست که از یکی دوستان شست شیشی می پرسم چرا خود کشی نمی کند؟×
    چه منطقی پشت این هست؟ یا پشته باقی مطالبشون…
    افتخار چیه؟ خودکشی چیه؟ شصتی و پنجاهی چیه؟
    به اندازه ی کافی بین آدما مرز کشیدن
    دیگه تبعیض بر اساس دهه ی تولد…..
    تازه جالب اينه كه خودشونم با شست پیش میبرن
    نگاهی ابلهانه داشتن به بچه هایی که توو لجنترین سالهای محل تولدشون به دنیا اومدن
    سالهایی که از والدین اونا دیمی تر بزرگ میکردن، با تضادهای به مراتب بیشتر
    برای لحظاتی كه صرف این مطالب کردن متاسفم…

  10. اوا خاک عالم این دکتر ( منظور مزیدی ) از دستمون رفت. ببین چی شده! دیگر قاطی کرده الانه که بره یک مشت بزنه توی دهن آمریکا. البته فکر کنم با کاندولیزا خانم کاری نداشته باشه!

    راستی محسن جان دستت درد نکنه! چرا من رو به تیم وردپرسیها دعوت نکردی؟ درسته من توی بازی قبلی وردپرس با تیم جزایر مائومائو شست پای راستم ( یا شصت. در هر حال به این جریانات شست یا شصتی هیچ ربطی ندارد ) رفت تو حلقم ولی به حول و قوه الهی می خواستم به این بلاگریها درس عبرتی بدهم.

    از طرف یک غیر رسمی دعوت کن وردپرسی!

  11. [...] احسان مصلحی نویسنده وبلاگ بی اجازه کوچکترا نه! به عنوان گیک طنزپردازی [...]

  12. دستت درست حاجی!
    ما هم به عنوان گیک چفیه و این حرفا به بازی دعوت می‌کردی دیگه، البته من قبلاً دعوت نشده بازی کرده بودم.
    به سبک مزیدی: آگاهان می‌دانند که من سالنی باز قهاری هستم!

  13. سلام دوست عزیز شما می توانید رایگان سایت خود را در دایرکتوری کاملا فارسی ما ثبت کنید این کار به شما کمک می کند تا در موتور های جستجو اعتبار بیشتری کسب کنید منتظر حضور شما هستیم
    اگر با چگونگی ثبت لینک مشکلی داشتید به ادرس زیر بروید
    http://dir-link.com/page.php?id=news
    اینکار در راستای همایت از ایرانیان صورت گرفته تا بتوانیم خود را به جهانیان معرفی کنیم

    دوست خوبم به امید فردایی که ایران و ایرانیان در جهان وب جایگاه اصلی خود را پیدا کنند

    سوالی بود با من تماس بگیرید ای دی من vahid_sarhadi2002

    موفق باشید

  14. درموردآرزوی دوم فوتبال ایرانی است؟راستی خارجی ها هم پارتی بازی دارند؟

يك پاسخ برايش بگذاريد