ذکر حسین مزیدی رحمة الله علیه

آن پاک‌باز عرصه‌ی مجاز، آن شیر بیشه‌ی وب دو آن معرف وبلاگهای سئو، آن معضل علیرضا شیرازی آن عاشق سینه چاک فیس‌بوک بازی، آن مسهل وبلاگ‌نویسی در وردپرس آن مصرف کننده‌ی دائم شربت او آر اس، آن بی‌خیال تکنولوژی آژاکس آن عاشق اکستنشن‌های فایرفاکس، آن در ضایع کردن پرشین‌بلاگ ساعی آن اد کننده‌ی تمام زنان در شبکه‌های اجتماعی، آن صاحب ده‌ها همستر آن اولین مبلغ سایت توییتر، آن نائب بر حق دکتر علیرضا مجیدی شیخنا و طبیبنا حکیم حسین مزیدی. کار او کاری غریب بود و زندگانیش از عجایب روزگار، شوریده‌ی وبلاگستان بود و در وبلاگ‌ نوشتن کِرمی عظیم داشت. مشایخ وبلاگستان در کار او حیران بودند و سرگشته، به قدری که شیخ علیرضا مجیدی در حقّ او گفت:(( بابا این دیگه کیه؟ خدایا توبه.))

نقل است چون به دنیا شد بسی ونگ‌ونگ می‌نمود اولادش او را پیش طبیب نهادند حکیم مر آنها را گفت:(( اشک‌های این پسر مجازی است.)) و سه تا زد پس کله‌اش چون حس رقابت را از چشمهایش خوانده بود. و این چنین راه تصوف و بریدن از دنیای حقیقی و رسیدن به عالم مجاز را پیش گرفت.

چهار ساله بود که روزی در خانه‌یشان بسی می‌جنبید پدرش رو به عموی شیخ کرد و گفت:(( حسینم‌و ببین چه قد می‌جنبه من می‌دونم که آخرش یه جنبش راه میندازه.)) عمو چون این جواب را شنید گفت:(( ببینم این کی رفته دستشویی؟)) و پدر شیخ سر در جیب تفکر فرو برده بود که شیخ خودش را راحت کرده بود و دیگر نمی‌جنبید.

نقل است که درویشی روزی از او پرسید:(( عشق چیست؟)) گقت:(( این که هی تو تف کنی و مردم کیف کنند.))

پیوسته در حال وبگردی بود چنان که اول به بلاگ اسپات رفت از آن‌جا برنجید به وردپرس شد و تا آخر عمرش آن‌جا ماند. نقل است یک هفته پیش از این که رخت دنیا بربندد وردپرس از سرویس دادن دست کشید، شیخ غمباد گرفت و یک هفته باد شد تا سرانجام ترکید چون تکه‌های تنش را کنار هم نهادند این دوبیتی به وجود آمد:

مرا این مت مولنوگ خار کردو

از این دنیا بسی بیزار کردو

مرا جز وبلاگیدن نیست کاری

چرا او بنده را بیکار کردو؟

28 نظر

  1. فوق العاده بود آقا.خصوصا اون دوبخش : هفته آخر كه وردپرس سرويس نداد

    و همچنين بخش “جنبش ” !‌

  2. ای بابا!
    اصلاً کی اول گفت مزیدی؟!

  3. [...] من با آن صدای نتراشيده و نخراشيده را تحمل كنيد، برويدو اين نوشته طنز احسان عزيز را در مورد من بخوانيد و كلي به ريش ما [...]

  4. خیلی زیبا بود . ایول !
    کلی خندیدم

  5. جالب بود دستت درست
    از اون شعر‌های وردپرسی دیگه نمی‌گی؟

  6. ذکر فوقا العاده ای بود…!

  7. یقرأ فاتحه مع الصلوت، تشویق به همراه سوت بلبلی

  8. بینهایت قشنگ بود!
    بعد از نیم ساعت هنوز هم دارم می خندم.
    یاد کارهای آقای نبوی افتادم

  9. بسی فیض بردیم. آنچنان که این خنده ما را نمی هلد!

  10. خدا بود !
    ایول
    خود دکتره!

  11. ای کاش صدای کف زدنم را می شنیدی!
    موفق تر باشی

  12. خیلی باحال بود اشکم در اومد از بس خندیدم

  13. خیلی با حال بود.خندیدیم کلی

  14. بسیار جالب بودی! لذت می بریم!!!

  15. خوب بود ولي سعي كن كمتر از كتاب هاي ادبيات دبيرستان الگو بگيري

  16. حرف نداشت

  17. آن اد کننده زنان در تمام شبکه‌های اجتماعی عالم خیلی جالب و درست بود.

  18. great, fantastic, fabulous, terrific, super, awesome, ace, cool, brilliant, smashing ( دیگه کم اوردم)

  19. آآآآآآآآ]ه جامه بر تن همی دراندمی!!! ای ول ای ول یا تذکرهالمقامات افتادم

  20. اندر فواید احسان مصلحی همین بس که انسان را خندانیدندی و بر سر شوق و شعف آورندیدندی!
    همانا شاد زیست کنی! :دی

  21. هاهاهاهاهاها
    بسیار خنده نمودیم
    عالی بود.

  22. ها ها ها کلی خندیدم ، جالب بود.

  23. اصلاً نخندیدم ولی جالب بود!

  24. خنده مان کمی سست گردید ! لذا مجال کامنتیدن یافتیم !!! هر که حال مزیدی بگرفت بر عمر من یکی بیفزود :D :D

  25. “آن اد کننده زنان در تمام شبکه‌های اجتماعی عالم خیلی جالب و درست بود”

    این خیلی باحال بود

  26. می خوام کمی از اسرار زندگی مزیدی رو کم کم در بین طرفداراش رو کنم.
    اول اینکه اسمش محمد حسینه نه حسین خالی.
    دوم اینکه قبل از اینکه فامیلیشو مزیدی کنه “چهره پرداز” بوده.
    مسائل دیگه رو کم کم میگم.
    وقتی اینو بخونه چه حرصی بخوره ها!

  27. وااااااااااااااااااااااااااااااای :) ))))))))))))))) احسان حرف نداشت، عالی بوووود/ خدااا بود

يك پاسخ برايش بگذاريد