بلاگرها سخنرانی ایراد می فرمایند!

از اون‌جایی که در روزهای شش ساله شدن وبلاگستان فارسی به سر می‌بریم فرض بگیرین به همین مناسبت مراسمی برگزار شده و بلاگرا توش سخنرانی کردند احتمالآ سخنان گهربارشون یه چیزی بوده تو این مایه‌ها:

محمود فرجامی: اوهوم اوهوم! بله حضار محترم ضمن خیر مقدم به شما، اوهوم اوهوم! من یک متن بسیار پرمحتوایی آماده کرده‌ بودم که این بالا از روش بخونم اما سهرابمون دقیقآ دو دقیقه‌ی پیش شاشید رو اون و حالا هم جوهرای متن قاتی پاتی شده. البته جای هیچ گونه نگرانی‌ای نیست چون من یه نمونه از متن‌و فرستادم رو وبلاگم وحالا با لپ‌تابم میارمش. بله الآن میارمش، یه دقیقه اجازه بدین ئه ئه دوباره چرا این وبلاگ به هم ریخته؟ کسی ازبین حضار محترم MT بلد نیست؟

گوشزد: البِته من قبلآ به مسئولینی برگزاری مراسم گفتم دو نو سخنرانی دارم: یکی سخنرانی متنا پی‌نوشت، آ یکی سخنرانی فقط پی‌نوشت نوعی اوِلا جای می‌کو-نم که ده ملیون به حسابم بیریزن برا نوعی دومم بینی پنج تا ده ملیون می‌سونم. هرچند دوستان ده تومن به حسابم ریختند اما حساب کردم پولی بنزینم باعث می‌شه تا سخنرانی نوعی دوما ارائه بدم. فِک کردِین مگانی من ژیانِس که با یه لیتر بنزین اِز سری تُخچی تا مرداویج یه لیتر بنزین بسوزونِد؟

پی‌نوشت: می‌خواسم بیبینم تا بِچه بودِین چن دفه بِدون تجاوز کردن. آ اِگه کردن دردم داشتِس یا نه؟ البته اِگه می‌ترسین آبرودون برِد اسمی مستعاریدونا بوگوین. یا این که پشتیدونا به من بوکونیندا بوگوین، نترسین هیچ خطری ندارِد. فِک کو-نم اولین اطلاعاتی آماری در موردی کوــ…یای ناخواسته تو کشور به دس بیاد!

(-های داخل متن صرفآ به خاطر خر بودن ربات هوشمند چیز ترینگ می‌باشد تا این کلمات را با چیزهای دیگر اشتباه نگیرد و هیچ گونه ارزش دیگری ندارد، و هرگونه استفاده‌ی دیگری از آنها پی‌گرد قانونی دارد.)

علیرضا مجیدی:[آهنگ ملایم] سلام [موسیقی کلاسیک] امروز با توجه به شش ساله شدن وبلاگستان می‌خوام در مورد وبلاگ براتون بگم. وبلاگ از ترکیب دو کلمه‌ی وب و لاگ تشکیل شده. قبل از این که سخنرانیمو آغاز بکنم یه ربع توی اینترنت سرچ کردم و به نتایج جالبی رسیدم. مثلآ به یک شبکه‌ی اجتماعی در مورد وبلاگ رسیدم آدرسشو یادداشت کنین دبلیو دبلیو دبلیو دات کام، یا این مقاله رو که الآن براتون می‌خونم از سایت نیوزویک ترجمه کردم:[...]

منابع: مجله‌ی تایم، همشهری آنلاین، ویکی پدیای انگلیسی و وبلاگ تک کرانچ

محد علی ابطحی: بسم‌الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب‌العالمین…بسم الله الرحمن الرحیم قل هوالله احد الله الصمد…سبحن ربی العظیم و بحمده….السلام علیکم ورحمةالله و برکاته. ببخشین داشت نمازم قضا می‌شد! آخه داشتم با سِد ممد چت می‌کردم سر کارش گذاشتم کاریش کردم که قول داده هم برای انتخابات مجلس کاندیدا بشه هم ریاست جمهوری منم به وزارت فناوری اطلاعات رضایت دادم!

سید ابراهیم نبوی:همین الآن به من گفتن حسین درخشان پدر وبلاگ نویسی ایرانه، درخشان غلط کرده اون ننه‌ی وبلاگستانم نیست چه برسه به باباش. من خودم برای این وبلاگستان بابا تعیین می‌کنم من درخشان‌و از عرصه‌ی اینترنت محو می‌کنم( و در اینجا به دلیل فشارهای عصبی زیاد ابراهیم نبوی موسوم به داور سکته کرد و در میان جمع انبوهی از بلاگرها از صحنه‌ی روزگار محو شد اما حسین درخشان بعد از بیست سال هنوز وبلاگ می‌نویسد و از عرصه‌ی اینترنت محو نشده.)

زیتون:

1- سلام

2- اوهوم اهوم

3- ببخشین من برای اینکه به اینجا برسم خیلی هول زدم‌و دسشویی نرفتم الآن خیلی جیش دارم می‌شه برم‌و بیام ببخشینا ولی یه خورده صبر کنین.

4- وای نمی‌دونین چی شد وقتی رفتم توی دسشویی یه دختره و پسره بودن داشته‌ن[.........]

5-[........................................]

6-[............................................................]

( به منظور جلوگیری از جر خوردن پرده‌های عفت وبلاگستان متنهای داخل کوروشه سانسور شد.)

نیک‌آهنگ کوثر: بله چون من به دلیل کار زیاد کمرم درد می‌کنه نمی تونم سرپا وایسم لطف کنین برام یه صندلی بیارین. خیلی ممنون. من فقط اومدم این بالا تا کارت عروسی خودم‌و با کارت این مراسم به حضار نشون بدم ببینین توی کارت من عکسم هست توی کارت اینا هم عکس ساختمون مراسم. من از کانادا بلند شدم اومدم اینجا تا همین‌و بگم. والسلام

سیبیل طلا: قبل از این که بیام پشت تریبون یکی از پارتنرام‌و دیدم که اتفاقآ خواننده‌ی وبلاگمه به خاطر همین سریع باید برم پیشش. امیدوارم این مسئله باعث جفتک پرانی احمقهای مبتذل[...][....][...] نشود.

(ر.ک به زیتون)

در همین رابطه: بلاگرها سخنرانی ایراد می‌فرمایند(بخش دوم) 

9 نظر

  1. :) ) خیلی خوب اومدی این پست رو!

    به‌نظرم می‌تونی سه-چارتا دیگه هم از این سری پستا بدی ;)

  2. [...] بلاگرها سخنرانی ایراد می فرمایند! « بی اجازه‌ی کوچیکتر… (tags: weblog طنز) [...]

  3. خيلي باحال بود. مخصوصن اون بخش كه واسه گوشزد نوشتي خدا بود. نيم ساعت داشتم ميخنديدم. مرسي

  4. ای ول با علیرضا مجیدی‌ات خیلی حال کردیم
    بیشتر بیشتر

  5. ایول. یک پزشک خیلی باحال بود!!

    از طرف منم بنویس. اگه میتونی

  6. [...] 22nd, 2007 by Ehsan Moslehi به پیشنهاد گناهکار این پست در راستای این پست نوشته [...]

  7. ایول خوب اومدی…

  8. بسی باحال بود
    مقسی

يك پاسخ برايش بگذاريد